این دو قطعه شعر طنز اجتماعی 22 سال پیش در شماره هفته​نامه گل آقا منتشر شده است.

با اجازه سهراب

اهل چاخانم
پیشه‌ام کلاشی است
«کار و بارم بد نیست»
«گاهگاهی قفسی می‌سازم»
با کمی ماسه و خاک
و کمی هم سیمان
جای تیرآهن​ها، لوله آب!
نام آن را مثلاً
می‌گذارم خانه
و می‌اندازم آن را به شما!
*
«دوستانی دارم»
همه چون برگ درختند، دورو!
همه آلوده به صد حقه و نیرنگ و کلک
یکی از یارانم دلال است
هست استاد زبان بازی و خالی بندی
می‌کند رنگ، یکی قورباغه
می‌فروشد به شما جای «ژیان»
لاک‌پشتی را هم جای «فولکس»
دیگری محتکر است
که دو صد دفتر و انبار به هر گوشه ایران دارد
همه نوعی کالا،
می‌کند داخل انبار نهان
تا که بفروشدشان، خوب گران
*
من برای مردم
خانه‌ها می‌سازم، روی هوا
یا که بر گرده بی‌طاقت «راب»*!
یا بر اندیشه وارونه آب
روی رود کارون
مثل جدم قارون
*
کار من دانی چیست؟
کلبه‌ای سست، چو عهد زعما سازیدن!
بعد اندازیدن!


*‌ مردمان گیلان، «حلزون» را «راب» می‌گویند.

نوشته شده: شنبه 8 تیر 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()