مطلب زیر نوشته یکی از کاربران سایت استخدامی می‌باشد که در آن مشکلات زندگی متولدین دهه شصت شمسی را با زبانی طنز بیان داشته است.

پدران و مادران دهه شصت می گفتند: «بچه که عمر و نفسه ده تاش کمه، صدتاش بسه!» در همین راستا و همچنین در راستای نبود سینما، پارک و … برای سرگرمی و کسی چه می داند، شاید هم برای افزایش گوشت دم گلوله، کانون های خانواده های ایرانی گرم و گرم تر شدند و صدام ملعون هم از ترس افزایش بی رویه تعداد دهه شصتی ها، موشکهای بیشتری را روانه خانه های مردم ایران می کرد. البته دهه شصتی ها علاوه بر بحران موشک، از ابتدا با بحران پوشک نیز مواجه شدند، اما آنها از این حیث خوش شانس بودند زیرا آن زمان که مثل الان چینی ها مهربان نبودند و روابطمان مثل امروز با دنیا حسنه نبود که هر چیزی که کم داریم سریعاً برایمان صادر کنند، در نتیجه به طور متوسط هر دهه شصتی هفته ای فقط یکی دو روز پوشک می بست و در باقی ایام هفته در آزادی کامل به سر می برد. در کنار این بحران، بحران شیر خشک هم مزید بر علت شد تا از آنها نسلی قانع ساخته شود و امروزه آماده ترین نسل برای اجرای طرحهای آزمایشی از جمله طرح عدالت اجتماعی و هدفمند کردن یارانه ها باشند!
دهه شصتی ها کلا خوش به حالشان بود، در کلاس های شونصد نفره درس می خواندند و طبق آخرین یافته های علم احتمال، هر چه تعداد دانش آموزان یک کلاس بیشتر باشد، احتمال اینکه معلم از دانش آموزی درس بپرسد کمتر است.
کلاً مسئولان وزارت علوم نیز همیشه دهه شصتی ها را خیلی دوست داشتند، مدام برایشان سدسازی می کردند، یکی از بزرگترین سدهای ساخته شده در آن سال ها «سد کنکور» با حجم چندین میلیون مکعب داوطلب بود و به جای آب، پشت آن «داوطلب» جمع می کردند؛ برخلاف دیگر سدهای کشور، این سد کنکور اصلاً سوراخ نمی شد. بهرحال دهه شصتی ها در پشت این سد روزهای سختی را گذراندند و در انتها نیز با غول کنکور در یک بازی تدارکاتی دست و پنجه نرم کردند تا آمادگی پیدا کنند در سال های بعد با غول های بزرگتری همچون غول تورم و بیکاری و مسکن و فقر مبارزه کنند و مسئولین محترم هم همیشه در مواقع بحران از این نسل به عنوان طعمه استفاده می کردند!
دهه شصتی ها کم کم از دانشگاه بیرون آمدند، البته خودشان چندان تمایلی به بیرون آمدن نداشتند اما دهه هفتادی ها آنقدر سریع وارد دانشگاه شدند و آنقدر باکلاس بودند که دیگر برای دهه شصتی ها نه جایی بود و نه روی ماندنی.
بعد از دانشگاه فرصت های کاری بسیار بالایی برای دهه شصتی ها رقم زده شد اما به گفته مسئولان این نسل خودشون بی عرضه بودند! فرصتهایی همچون آبیاری گیاهان در زیر دریا، در جستجوی نخود سیاه و متر کردن عرض خیابان ها … ولی رویایی ترین لحظه های تعداد معدودی از اونها لحظه های انتظار برای جذب در استخدامی های استانداری بود. وعده های مسئولین به آنها نیز همواره بوی مهر و محبت می داد و همیشه آمیخته با واژه مهر بود مانند اول مهر! مسکن مهر! طرح های مهرآفرین! صندوق مهر! و مهر و محبتهایی از این قبیل.
همان طور که دهه شصتی ها سنشان بالا میرفت، ازدواج هم سنش بالا میرفت، درصد تورم هم بالا میرفت، درصد اعتیاد هم بالا میرفت، سطح تنش ها در جهان هم بالا میرفت و کارشناسان محترم هم از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی کرده و بالا رفتن همه بدبختی ها را به نحسی بالا رفتن سن دهه شصتی ها نسبت می دادند.
اما یک خبر خوش هم دارم که هم اکنون به دستم رسید، اخیراً مشاوران عزرائیل پیش بینی کرده اند دهه شصتی ها بسیار بسیار زیاد عمر خواهند کرد، زیرا عزرائیل یحتمل در آن زمان آنقدر سرش شلوغ خواهد شد که دیگر بدون وقت قبلی جان کسی را نمی گیرد و در نتیجه دهه شصتی ها می توانند چند سالی بیشتر در این دنیای زیبا زندگی کنند.
بالاخره نمی شود که همه چیز فقط به کام دهه شصتی ها باشد، سرانجام آنها در آن دنیا با مفهوم کمبود امکانات مواجه خواهند شد، حتی یکی از ملائکه اخیراً گفته است که در آن دنیا به همه روح های دهه شصتی بال نخواهد رسید و ناچاراً برخی از روح های دهه شصتی نخواهند توانست در آسمان پرواز کنند. همچنین به علت تراکم زیاد دهه شصتی ها در عالم برزخ، زمان مصاحبه عقیدتی، بررسی پرونده اعمال و دریافت استعلامات از کرات خاکی برای آنها بسیار طولانی خواهد شد و یحتمل سالهای زیادی را در عالم برزخ سپری خواهند کرد و به علت کمبود جا در بهشت از بهشتیان آنها تنها بصورت ذخیره پشت در بهشت استفاده شده تا اگر احیاناً کسی از نسل های دیگه از رفتن به بهشت انصراف داد او را جایگزین کنند.

نوشته شده: دوشنبه 29 مهر 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()