نوشته: ع.ص.امید
چرا گریه در اسلام، دعاها و بویژه ایام عاشورا مورد توجه قرار گرفته است؟
چرا دین اسلام به اجتماعات و کارهای اجتماعی توجه دارد؟
تفاوت اجتماعات حزن و اندوه با شادی در چیست؟
چرا محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشته است؟

"شاید غرب‌زده‌ها به ما می گویند که ملت گریه و شادی، خودی‌ها نمی‌توانند تحمل کنند که یک قطره اشک مقابل چقدر ثواب است. یک مجلس عزا چقدر ثواب دارد، نتوانند هضم کنند. نتوانند هضم کنند آن چیزهایی را که برای ادعیه ذکر شده است و آن ثواب‌هایی که برای دو سطر دعا ذکر شده است، نمی‌توانند این را ادراک کنند و هضم کنند. جهت سیاسی این دعاها و این توجه به خدا و توجه همه مردم را به یک نکته، این است که یک ملت را بسیج می‌کند برای یک مقصد اسلامی. مجلس عزا نه برای این است که گریه بکنند برای سیدالشهداء و اجر ببرند. البته این هم هست. و دیگران را اجر اُخروی نصیب کند، بلکه مهم، آن جنبه سیاسی است که ائمه ما در صدر اسلام نقشه‌اش را کشیده‌اند که تا آخر باشد و آن، این اجتماع تحت یک بیرق، اجتماع تحت یک ایده و هیچ چیز نمی‌تواند این کار را به مقداری که عزای حضرت سیدالشهداء در او تاثیر دارد، تاثیر بکند.(امام خمینی ره_1361/03/30)"

در ایام عاشورا هر وقت در مراسم عزاداری شرکت کرده و یا از رسانه‌ها مراسم عزای حسینی پخش می‌شود، سخت تحت تاثیر قرار گرفته و متاثر می‌شویم. چرا؟ از این باب که اجتماع عظیم مردمی را می‌بینیم، از اینکه هماهنگی و خلوص مردم به نمایش در می‌آید و از اینکه با هم بودن و یک صدا بودن مردم را می‌بینیم، بخصوص در اجتماعات بزرگتر این احساس قوی‌تر بروز و ظهور پیدا می‌کند. برای مثال پخش مراسم عزاداری مردم زنجان، یزد، اردبیل، کرمان و بندرعباس و ...
تنها بحث ثواب نیست؛ بحث یکی بودن مردم است، بحث وحدت است، بحث تاثیرات فرهنگی، اجتماعی، روانشناسی و حتی اقتصادی این گونه اجتماعات و عزاداری هاست.

- این اجتماعات در طول چند روز دلهای مردم را به هم نزدیکتر و هماهنگی اجتماعی را بیشتر می‌کند، تاثیرات بسیار شگرف سیاسی و اجتماعی دارد از بعد اقتصادی نیز پتانسیل بالایی دارد که جای تحقیق و مو شکافی بسیار دارد، مثل بحث اطعام و نذری دادن و یا بحث گردشگری مذهبی و جذب توریست که خود بسیار مفصل است.

- نکته بعد اینکه اسلام در تمام مراحل دست به سمت اجتماعات دراز می‌کند و مردم را به سمت اجتماعات فرا می‌خواند، هدف و معیار را بر کارهای اجتماعی می گذارد و تمام تلاش را بکار می گیرد که جامعه استحکام داشته باشد، همیشه از فرد محوری به سمت اجتماع محوری تمایل دارد.
در این راه اولین گام خانواده است، ازدواج و تشکیل خانواده و تاکیدهای مکرر نسبت به رعایت احترام به همسر و فرزندان و بویژه پدر و مادر. سپس گام دوم را به همسایه و اقوام نزدیک اختصاص می دهد. "الجار ثم الدار" اول همسایه بعد خانه.
در گام های بعد می توان به تاکید بر صله رحم، برپایی نمازهای جماعت، مراسم حج، تاکید بر مشورت و احادیث و روایات و آیات قرانی بسیار زیاد در خصوص اجتماعات، همچون "یدالله فوق ایدیهم" و ...  اشاره کرد. حتی نگاه به ذکات و پرداخت خمس و جهاد نیز در همین قالب می گنجد.
مشکلی که در غرب و جوامع متمدن غیر اسلامی بسیار به چشم می‌آید گرایش به فردیت است، فروپاشی خانواده است. در کنار تمام پیشرفت‌های تکنولوژیک منزوی شدن افراد است که بیداد میکند. این روند نزولی تا جایی دامن گسترانیده که نه تنها میان دوستان و آشنایان و اقوام، که تا عمق خانواده‌ها و حتی بین همسران و پدر و مادر و فرزند نیز نفوذ کرده و فاصله و شکاف عاطفی بسیار ایجاد نموده است.

- اما چرا اسلام بخصوص شیعه مردم را به سمت اجتماعات، مراسم مذهبی، عبادی و منبر و گریه سوق داده است؟ چرا شادی بویژه شادیهای اجتماعی کمتر کمتر نقش و رنگ دارد؟
قطعا بارها و بارها به مراسم عروسی و یا جشن های بزرگ و یا همایش‌ها و اجتماعات شاد و یا بدور از غم و اندوه رفته‌ایم، تفاوت عمده‌ای که این مراسم با مراسمات عبادی یا عزاداری دارند فقدان تکبر و فخرفروشی است، همه یکدل و یک رنگ هستند دلها به هم نزدیک است. در حالی که در یک جشن عروسی تکبر و منیت موج می زند. هر کس در تلاش است که جایگاه بالاتر و کلاس و فخر بیشتری را به منصه ظهور برساند. همین است که دلها معمولا بیشتر از هم فاصله میگیرد، درگیریها بیشتر اتفاق می افتد و فاصله‌ها بیشتر می‌شود.
همین قضیه برای اجتماعات و مسابقات ورزشی نیز صادق است، یک طرف برد و طرف دیگر باخت است، یک سر برتری و سمت دیگر شکست است. در حال که در مراسمات مذهبی و عبادی همه برنده‌اند همه پیروزند... .

نوشته شده: چهارشنبه 11 دی 1392    | توسط: مدیر سایت    | طبقه بندی:    | نظرات()